به شکرانه یک ماه روزه داری مراسم عید سعید فطر امسال در روستای جندابه در زمین جدید ورزش تشکیل شد.

مراسم روز قدس در روستای جندابه یک ساعت زودتر از سراسر کشور شروع شده بود. مردم روستا به عادت ساعت ۹ بودن همه ساله امسال هم از روستاهای اطراف و جندابه ساعت ۹ صبح با شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل به سمت مزار شهدای خان آباد حرکت کردند.


مراسم سومین روز درگذشت آن مرحوم روز دوشنبه 23/6 /88 از ساعت 5/3 الی 5/5 بعدازظهردر مسجد جامع روستای جندابه واقع در کیلومتر 95 جاده اصفهان نایین برگزار می گردد.
مراسم هفتمین روز درگذشت آن مرحوم روز پنجشنبه 26/6/88 از ساعت 5/3 الی 5/5 بعد از ظهر در همان مکان مقدس برگزار می گردد.
مراسم ختمی روز پنج شنبه مورخ 2/7/88 از ساعت 4 الی 30/5 بعدازظهر در تهران، مسجد احمدیه نارمک برگزار می گردد
خدا رو شكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم رو مي شنوم اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده
خدا رو شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكيه.اين يعني اون تو خونست و تو خيابونا پرسه نمي زند
خدا رو شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم
خدا رو شكر كه بايد ريخت و پاش هاي بعد از مهماني رو جمع كنم. اين يعني با دوستام بودم
خدا رو شكر كه لباسام كمي برام تنگ شدن . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم
خدا رو شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن رو دارم
خدا رو شكر كه بايد زمين را بشورم و پنجره ها رو تميز كنم.اين يعني من خونه اي دارم
خدا رو شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن
خدا رو شكر كه سرو صداي همسايه ها رو مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن رو دارم
خدا رو شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم
خدا رو شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شم. اين يعني من هنوز زندم
خدا رو شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شم. اين يعني بياد بيارم كه اغلب اوقات سالمم
خدا رو شكر كه خريد هداياي سال نو جيبمو خالي مي كنن. اين يعني عزيزايي دارم كه مي تونم براشون هديه بخرم
ویرومو گو هونوم جادی تی وشک کو ر جاده بی
مردمی گنداوه و آبادیا یی دور بر از جادی موشکونون شوی و میو
شی که هو نوم جادی اصبان به یز تازه اسفالت گرتایه بی
از موشکونون گو سرو بالا و بوی گنداوه دی بی سمتی راسوش
مدرسه بی سمتی چپوش اری بالای و
سیفیداری ملاسین دی بی
یک کومپرسی ری به موشکونون تومه
خاکو خولویش در نایه بی گو ونرس
آخه ایسالا ماشین مالی کم بی
چن دقه بعد میدی گو خاکو خول دی نیو حالیم بی گو یه طوری بیه
گو ویسایه .. می پیاده تندو تند ری به گنداوه شویی
میدی گو یک آلمه ادم پا کومپرسی اساین و داره تایروش عوضی
کیره سلاموم که .. یعنی آشنا بوین دارتن شوین اوی گرم
ای دلوم شیپیا گو می جی ایشی او گرم
آما نابی
یه خالچو ویسایی و سیلوم که
از ترسی گو مدرسم دیر او بو رو کفتی
خویو موم د مد رسه رسنا
دیری بیه بی
یک پله ش دارت با ترس و لرز بالا شوی
حاج ملا صادق برومه ..چورا الان یی؟
دارتی لرزایی...
موات آمو به خودا می شی نیه بی سوجونوم کار بندن
ماشین نبی پیاده از موشکونون تا دوی یومیی
خوب صبری که تا از مدیروت و رسی...
چن دقه بعد یومه نه آمو اوشو با مسروت یو
آمو به خودا مایوم بیاروموش نییه دکتر پیوم جی تهرون و
دوباره ملا صادق ایشی تو مد رسه گو از آقای موسوی
مدیر اجازه هگیره
دارتی لرزایی
چشوم د جادی موشکونون کفت یک کرتولی دی بی
چن دقه بعد میدی گو یک جیپ یومه ری به مدرسه
نواج گو باز رس بی از آموزش پرورشی کوپا
ابی مالی ترسایه بوی
دوسه تا مره تگومیین
ری به دفتری مدرسه شوین
ملا صادق برومه میش د تو که .. ایوز اوشو تو کو لاسوت
به سرعت ری به کولاس وسی .. سیگه دمی بری کولاس رسایی
آقای مدیر برومه هواسوش به باز رسا بی
می جی د تو کولاس وسی و سری یام هه نیگیشتی
تا چن دقه دارتی لرزایی
***********
بابا به خودا رویی صی بار شکر ایکیریت
الان گنداوه خویوش بهداری داره
منبع: سپیدار

عصر روز پنج شنبه شب شهادت مولی علی (ع) مراسم زنجیر زنی هیئت ابوالفضل العباس روستای جندابه از روستای جندابه تا مزار شهدای خان آباد برگزار گردید. هنگام افطار نیز همه عزاداران در مسجد جامع جندابه افطار نمودند.
یک عمر تو زخمهای ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه میرسد آقا جان!
ما تازه به یادمان میآید هستی!
***
هم چاه سر راه تو باید بکنیم
هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم
این نامهی چندم است که میخوانی
داریم رکورد کوفه را میشکنیم
***
هر چند که خستهایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا!
ما خط تمام نامه هامان کوفی است
آقای گلم زبان من لال نیا!
***
هر چند که بیمار تو هستیم همه
دیوانهی دیدار تو هستیم همه
بین خودمان بماند آقا عمری است
انگار طلبکار تو هستیم همه
***
هر روز به ما اگر که سر هم بزنی
بر ریشهی خواب ما تبر هم بزنی
آقا تو که خوب می شناسی ما را
زنگ در خانه را اگر هم بزنی...
***
این مرد که در ره است باید او را...
میترسم اگر سر زده آید او را...
از هر که سراغ او گرفتم دیدم
در شهر کسی نمیشناسد او را
جلیل صفربیگی
شب نوزدهم ماه رمضان شب ضربت خوردن حضرت علي (ع) بر عموم مسلمانان خاصه شيعيان تسليت باد. در شب قدر از روح بلند مولي علي (ع) براي درك فضيلت شب قدر استمداد مي طللبيم.
در کنج خانه ها زنی شیون کرد همبازی کودکان کوفه گم شد
امشب سر مهربان نخلی خم شد در کیسه نان به جای خرما غم شد

....على عليه السلام رو بسوى مسجد نهاد و به پشت بام رفت و اذان صبح را اعلام فرمود و بعد داخل مسجد شد و خفتگان را بيدار نمود و سپس به محراب رفت و به نماز صبح ايستاد و چون به سجده رفت عبد الرحمن بن ملجم با شمشير زهر آلود در حاليكه فرياد ميزد لله الحكم لا لك يا على ضربتى بسر مبارك آنحضرت فرود آورد و شمشير او فرق مبارك علي (ع) را تا پيشانى شكافت.
خون از سر مبارك على عليه السلام جارى شد و محاسن شريفش را رنگين نمود و در آنحال فرمود :
بسم الله و بالله و على ملة رسول الله فزت و رب الكعبة.(سوگند بپروردگار كعبه كه رستگار شدم) و سپس اين آيه شريفه را تلاوت نمود: منها خلقناكم و فيها نعيدكم و منها نخرجكم تارة اخرى (شما را از خاك آفريديم و بخاك بر ميگردانيم و بار ديگر از خاك مبعوثتان ميكنيم) و شنيده شد كه در آنوقت جبرئيل ميان زمين و آسمان ندا داد و گفت:
تهدمت و الله اركان الهدى و انطمست اعلام التقى و انفصمت العروة الوثقى قتل ابن عم المصطفى قتل على المرتضى قتله اشقى الاشقياء. (بخدا سوگند ستونهاى هدايت در هم شكست و نشانههاى تقوى محو شد و دستاويز محكمى كه ميان خالق و مخلوق بود گسيخته گرديد پسر عم مصطفى صلى الله عليه و آله كشته شد،على مرتضى بشهادت رسيد و بدبختترين اشقياء او را شهيد نمود.)
تأسیس نهاد عمومی و غیر دولتی دهیاری ها طی سالهای اجرای برنامه سوم توسعه را می توان اقدام مهمی در تکمیل حلقه مدیریت روستایی در فرآیند توسعه متوازن و پایدار دانست . به موجب قانون تأسیس دهیاری های خود کفا در روستا های کشور مصوب سال 1377 مجلس شورای اسلامی، به وزارت کشور اجازه داده شد به منظور اداره امور روستاها، سازمانی به نام دهیاری تأسیس کند و اساسنامه، تشکیلات و سازمان دهیاری ها و آیین نامه مالی و استخدامی آن را به تصویب هیئت دولت برساند . بر این اساس و به منظور اجرای تبصره 2 قانون تأسیس دهیاری های خودکفا در روستاهای کشور، « اساسنامه،تشکیلات و سازمان دهیاری ها » در اسفند ماه 1380 به تصویب هیئت وزیران رسید . تأسیس این نهاد را می توان نشانه ای از حرکت به سوی اجرای نظام جدید مدیریت روستایی دانست که می تواند تحولی را در فرآیند مدیریت و توسعه روستاها ایجاد کند . دهیاری ها دارای کارکردهای متعددی هستند که از آن جمله می توان به اینها اشاره کرد :
ادامه مطلب
جمعه شب بعد از مراسم روضه جلسه پرسش و پاسخ با حضور مردم روستا در مسجد جامع جندابه برگزار شد مصوبات این جلسه را می توانید در ادامه مطلب ببینید.
ادامه مطلب

ساعت ۳۰/۱۱ صبح بود که رادیو جوان را گوش می کردم. گوینده اخبار گفت: خانم یوسفی و آقای ادریسی صد و یازدهمین درخت دوستی و صلح را در دماوند کاشتند .
اگر یادتان باشد سال گذشته نودمین درخت را هم در روستای جندابه کاشته بودند. از اینکه این زوج توانستند سفر چند ساله خود را با کوله باری از خاطره به سلامت به سر ببرند خوشحالیم و به ایشان تبریک می گوئیم.
آقاي پدر! در کمال احترام خواهشمندم اينقدر لب و لوچهء غير پاستوريزه ، و سار و سيبيل سيخ سيخي آهار نشدتون را به سر و صورت حساس من نماليد .
خانوم مادر! جيغ زدن شما هنگام شناسايي اجسام داخل خانه توسط حس چشايي من، نه تنها کمکي به رشد فکري من نمي کنه، بلکه براي شير شما هم مضر است!!! لازم به ذکر است که سوسک هم يکي از اجسام داخل خانه محسوب مي شود.
پدر محترم! هنگام دستچين کردن ميوه، از دادن من به بغل اصغر آقاي سبزي فروش خودداري نماييد. چشمهاي تلسکوپي، گوشهاي ماهواره اي و سيبيلهاي دم الاغي اش مرا به ياد قرضهاي شما مي اندازد! ، مخصوصاً وقتي که چشمهاي خود را گشاد کرده، و با تکان دادن سر و لبهايش ” بول بول بول بول” مي کند! زهرمار، درد، مرض، کوفت! الهي کف شامپو تو چشت! شب بخوابي خواب بد ببيني! جيش کني تو شلوارت
مادر محترم! شصت پا وسيله اي است شخصي، که اختيارش رو دارم! لطفاً هرگاه سعي در خوردن شصت پاي شما نمودم، گير بدهيد
آقاي پدر! هنگام دعوا با خانوم مادر، به جاي پرت کردن قابلمه و ماهي تابه به روي زمين، از چيني هاي توي کابينت استفاده نماييد! اکشن بودن دعوا به همين چيزاست
خانوم مادر! از مصرف هله هوله ي زياد پرهيز نماييد! اين عمل نه تنها براي سلامتي شما خوب نيست، بلکه موجب مي شود که شيرتان بوي” بچه سوسک مرده” بدهد
آقاي پدر! کودکان توانايي کافي براي حفظ جيش خود ندارند و اين توانايي هنگامي که شما شکم مرا “پووووووف” مي کنيد به حداقل مي رسد! الان بگم که بعد شرمنده تون نشم
شناسنامه - کارت ملی - ته سوش کوپن روستائی
پس از اینکه در اردیبهشت ماه سال جاری هشت هکتار زمین از منابع طبیعی به بنیاد مسکن جهت واگذاری به متقاضیان واگذار گردید دنباله روی برنامه واگذاری و شرایط آن بودیم تا اینکه پس از مذاکرات با فرماندار اصفهان - مدیر کل بنیاد مسکن اصفهان - بخشدار کوهپایه و مسئول بنیاد مسکن کوهپایه آقای غلامی در جلسات مختلف برنامه واگذاری زمین آغاز شد. در حال حاضر متقاضیانی که شرایط واگذاری را دارند می توانند جهت دریافت زمین ابتدا به شورای اسلامی روستا مراجعه و با دریافت معرفی نامه به بنیاد سکن مراجعه و زمین دریافت نمایند. در این راستا بهتر است با سایت بنیاد مسکن اصفهان و قوانین و کارهای انجام شده آن نیز آشنا شوید. سایت بنیاد مسکن اصفهان
وظایف بنیاد مسکن را می توانید در ادامه مطلب نیز ببینید.
ادامه مطلب
روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند . آوازی شنید که ای ابوالحسن ، خواهی که آنچه از تو می دانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟ شیخ گفت: بار خدایا! خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم. با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجده ات نکند ؟ آواز آمد : نه از تو ، نه از من
حضرت موسی در كوه طور در مناجات خود عرض كرد: یا اله العارفین (ای خدای عارفان) جواب آمد لبیك (یعنی ندای تو را پذیرفتم) سپس عرض كرد: یا اله المطیعین (ای خدا اطاعت كنندگان) جواب شنید لبیك، سپس عرض كرد: یا اله العاصین (ای خدای گنهكاران)، این دفعه سه بار شنید لبیك،لبیک؛ لبیك . موسی عرض كرد: حكمتش چیست كه این دفعه سه بار شنیدم كه فرمودی لبیك، به او خطاب شد: عارفان به معرفت خود، و نیكوكاران به كار نیك خود، و مطیعان به اطاعت خود، اعتماد دارند، ولی گنهكاران، جز به فضل من، پناهی ندارند، اگر از درگاه من ناامید گردند، به درگاه چه كسی پناه ببرند.
آهنگری بود که با وجود رنج های متعدد و بیماری اش عمیقاً به خدا عشق می ورزید. روزی یکی از دوستانش که اعتقادی به خدا نداشت از او پرسید: تو چگونه می توانی خدایی را که رنج و بیماری نصیب می کند دوست داشته باشی؟ آهنگر، سر به زیر آورد و گفت: وقتی می خواهم وسیله ای آهنی بسازم یک تکه آهن را در کوره قرار می دهم. سپس آن را روی سندان می گذارم و می کوبم تا به شکل دلخواهم درآید. اگر به صورت دلخواهم درآمد، می دانم که وسیله مفیدی خواهد بود. اگر نه، آن را کنار می گذارم. همین موضوع باعث شده است که همیشه به درگاه خداوند دعا کنم که خدایا! مرا در کوره های رنج قرار ده، اما کنار نگذار.
در دیدهام نگاهی و آهی هنوز هست
باران اشک گاه به گاهی هنوز هست
هان ای شب فلکزده در مشت خالیات
شکر خدا که سکهی ماهی هنوز هست
یک شب بکوب کوبهی در را و باز شو
اینجا چراغ چشم به راهی هنوز هست
عریان کنید جام می هفت ساله را
تا در من اشتیاق گناهی هنوز هست!
در چشم کهرباییات ای روشناترین
میل ربودن پر کاهی هنوز هست؟
شکر خدا به میمنت روی و موی دوست
روز و شب سپید و سیاهی هنوز هست
از شش جهت اگر چه قفس مانده است و بس
فکر فرار باش که راهی هنوز هست
با یک دروغ کهنه به خونم در افکنید
در دوردست گرگی و چاهی هنوز هست!
***
تا بادهی عشق، در قدح ریختهاند
و اندر پی عشق، عاشق انگیختهاند
با جان و روان «بوعلی»، مهر علی
چون شیر و شکر، به هم درآمیختهاند
حکیم ابوعلی سینا
امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء
اولین شب جمعه ماه مبارک رمضان امسال بیایم برای همه مریضانمون دعا کنیم. با خبر می شیم یک نفر قصد عمل کردن داره . یکی دیگه تصادف کرده یکی دیگه ... تو این لحظاتی که خدا توفیق به ما داده تا بزرگترین روزهای سال را بتونیم با سلامتی روزه داری کنیم به یاد دیگران نیز باشیم و هنگام افطار و لحظات خوش سحر به یاد مریضان خودمون دوستان و آشنایان و حتی دیگر مسلمانان نیز باشیم.
بهترين دوست، خداست. او آنقدر خوب است که اگر يک گل به او تقديم کنيد دسته گلي
تقديمتان مي کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلي به آب داديم، دسته گل هايش را پس بگيرد
ادامه مطلب
دعای ابو حمزه ثمالی (1) (سلحشور)
دعای ابو حمزه ثمالی (2) (سلحشور - میرداماد)
ترجمه متن انگلیسی (در قمست ادامه مطلب)
ادامه مطلب

