تبليغاتX
جندابه
تا چه اندازه به فعاليت هاي آن لايني که انجام مي دهيد، وب سايت هايي که به آن مراجعه مي کنيد و حتي لينک هايي که در صفحات اينترنتي بر روي آن کليک مي کنيد توجه داريد؟
برای خواندن مطلبی در اینباره به وبلاگ momeni270.blogfa.com مراجعه نماييد.
نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

بر اساس یک داستان تائویستی ،برزگر پیر ی سال ها در مزرعه اش کار کرده بود. روزی اسبش فرار می کند.همسایه که خبر را می شنود به دیدن او می رود
از روی همدردی می گوید:" عجب بدشانسی یی! "
برزگر پاسخ داد: "تا ببینیم"
.صبح روز بعد اسب در حالی که سه اسب وحشی با خودش آورده بود، برمی گردد
همسایه با تعجب فریاد می زند:" چه عالی !"
مرد پیر پاسخ می دهد: " تا ببینیم"

روز بعد پسرش وقتی سعی می کند سوار یکی از اسبهای رام نشده شود،از روی اسب به زمین پرت می شود افتد و پایش می شکند. همسایه دوباره بر می گردد که برای این بد شانسی ابراز همدردی کند.

برزگرپاسخ می دهد:" تا ببینیم"

روز بعد افسرهای ارتش برای سرباز گیری مردان جوان به آن روستا می روند، می بینند که پای پسرش شکسته است، آنها او را معاف می کنند. همسایه به او تبریک می گوید که چه خوب شد که پسرش را به ارتش نبردند

برزگر پاسخ داد:" تا ببینیم"

مطالب خواندنی و جالب دیگر را می توانید در آدرس : http://danaei53.blogfa.com/ برگ سبز وبلاگ شخصی محمد مردانی بخوانید.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

مطلبی خواندنی از امیر شجاعی پنجشنبه 1389/05/28 18:57

نوشته پیشین با عنوان "ساختن ، اندیشیدن ، سکنی گزیدن" اگر چه بدون نظر عمومی دوستان مدتها در وبلاگ خاک خورد اما برخی هم در یادداشتهای خصوصی خود مطالبی را از ارائه نظر و تحسین و تمجید تا طرح سوال آورده بودند - بماند که موضوع نوشته غریب می نمود و عنوان با متن غریب تر و به همین دلیل عدم اقبال به آن از قبل پیش بینی می شد - در عین حال لازم دیدم توضیحی کوتاه بر آن نوشته بیاورم.

عنوان نوشته اقتباسی است از عنوان مقاله متفکر آلمانی "مارتین هایدگر" (۱۹۷۶- ۱۸۸۶) که البته مقاله او اگرچه مهم اما دارای زبانی پیچیده و عموما  برای ما که انسی با متون فلسفی غربی نداریم، مبهم  است.

به نظرم رسید شاید با تمثیلی خواننده را به اندیشه فیلسوف اندکی نزدیک کنم . و پیش از  آن از محضر اهل فلسفه عذرخواهی کنم اگر قیاس این سیاهه با آن تفکر والا، مع الفارق باشد.

مطلب حقیر نه داستانی واقعی بلکه تمثیلی از عالم و آدمیان پیش از ما بود که پدر بزرگ ، حمام و خزینه و روستای کنار قبرستان در آن می تواند هر جایی در روزگار قدیم باشد . روزگاری که نحوه زیستن مردمانش و  ارتباطشان با دنیایی که در آن سر می کردند به همان قدر شفاف و بدون پیچیدگی بود که می توانستند با گیاه  درد دل کنند و تابوت کنار خانه شان نشان از مرگ باوری شان باشد و برای وضع حمل گوسفندانشان مراسم بگیرند و در مجموع با باد و آب و خاک و گیاه در وحدتی تام به سر برند.

و با اجنه زیستن برای آنان که وجودشان جا را برای غیر خود تنگ نمی کرد و باور به تقدیر به جای تسلط و اراده بر همه چیز،مسیر زندگی شان را تعیین می کرد، ممکن بود. 

البته اینکه اجنه وجود دارند یا خیر به گواهی متون مقدس باید برایشان موجودیتی باور کرد و اگر امروز دیگر نیستند نه آنکه بشر جدید با قدرتی که برای تسلط بر طبیعت به دست آورده توانسته باشد بر آنان غلبه کند بلکه اساسا نحوه حضور و وجود بشر در این عصر و عالم  به گونه ایست که برای اجنه مجال بودن و اعتقاد ورزیدن نیست و نمی تواند موجودی ماورایی و غیرخویش را در کنار خود بپذیرد.

به قول شاعری آلمانی شاید "ساحت قدس بر ما بسته شده و قدسیان روی از ما کشیده اند" و دیگر دست ما به دامانشان نمی رسد.

این قول به تعبیر خودمانی تر تفسیری است از تسلط تکنولوژی بر کار و بار و ساز و کار این عالم که جهان ما را بر خلاف گذشتگانمان کوچک کرده و فاصله ها را درنوردیده چنانکه دیگر لایه های ماورای طبیعی از ساحت این جهان کوچک حذف شده است.

به تعبیر دیگر ما با عالمی یک لایه مواجهیم که دیگر نه کسی پروای اجنه را در آن دارد و نه زحمت فکر کردن به عوالم دیگری ما ورای آنچه که با چشم می بیند و با گوش می شنود به خود می دهد و از ماوراء الطبیعه و مابعد الطبیعه تنها می توان در کتابهای عرفان نظری و فلسفه سراغ گرفت.

به همین دلیل برای انسان عصر ما اجنه و موجودات هم سنخ آن به موزه سپرده شده اند و یاد و نامشان ديگر منشاء اثری نیست جز بازیچه کودکان و وسیله ترساندن این و آن .

دیگر مطالب خواندنی را در وبلاگ : http://www.philopol.blogfa.com/ امیر شجاعی بخوانید.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

اسوه ها چهارشنبه 1389/05/27 20:7

دوست عزیزی با ارسال ایمیلی در قسمت اسوه ها به معرفی خواهر بزرگواری اشاره کرده بودند. باید گفت الحمدلله در روستا و روستاهای اطراف اسوه و الگو زیاد داریم که در پست های مختلف کشور و حتی شغل های خصوصی مشغول بکارند. ایمیل این عزیز ما را بر آن داشت تا به بهانه هایی به معرفی این بزرگواران بپردازیم. در این راه (معرفی این بزرگواران) دست گرم همکاری شما را می فشاریم.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

لینکدونی ماه مبارک رمضان دوشنبه 1389/05/25 18:12

مجموعه ای از لینک های مفید در ماه مبارک رمضان انتخاب شده که می توانید آنها را از قسمت پیوندها / رایانه جندابه مشاهده کنید.     التماس دعا

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

ماه رمضان جندابه شنبه 1389/05/23 19:35

امسال هم حاج آقا سید جلال الدین محمودی نماز جماعت و روضه دارند. با این تفاوت که نماز جماعت ظهر و عصر را برگزار می کنند و بین دو نماز یک مسئله شرعی و یک حدیث قرائت می کنند. جای همه دوستان خالی است سحر خوانی حاج حسین ملا قنبر و دعای نماز و افتتاح حاج رمضان جعفری و صفای سحر روستا و صفای مغرب و نماز جماعت روستا و ...

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

 حاج زهرا عباسی ( همسر مرحوم حاج حسین رجبی :::مشتی:::) دار فانی را وداع گفت.

پیکر پاک این عزیز را روز شنبه از تهران به جندابه تشییع و در مزار شهدای خان آباد به خاک می سپرند.

مراسم سومین روز درگذشت آن مرحومه روز  یک شنبه 24/5 /89     از ساعت 4 الی 6 بعد از ظهر در مسجد جامع جندابه  واقع در کیلومتر 95 جاده اصفهان - نائین برگزار خواهد شد.

مراسم  هفتمین روز در گذشت روز پنج شنبه  28/5/89 از ساعت 4 الی 6 بعدازظهر در همان مکان مقدس برگزار می گردد.

برای ایشان که یکی از نمازگزاران مسجد جامع جندابه بودند علو درجات بهشتی را از خداوند متعال خواستاریم.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

افتتاح پمپ گاز تودشک پنجشنبه 1389/05/21 14:7

از ابتدای امسال سایت تودشک مطلب ارائه نداد. به مناسبت های مختلف منتظر ارائه خبر از این سایت بودیم ولی هنوز چیزی ندیده ایم. افتتاح گاز تودشک را در این سایت به انتظار نشسته بودیم ولی باز هم ندیدیم. با توجه به اهمیت موضوع خصوصاْ برای میهمانان منطقه و روستاها لازم دانستیم که این خبر را در این سایت نیز ارائه دهیم. پمپ گاز تودشک از ابتدای روز گذشته به صورت فعال پذیرای میهمانان تابستانی و روستاها و شهرهای اطراف است. افتتاح این مجموعه را به شما و ساکنین این منطقه تبریک می گوییم.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

یادش بخیر رمضان های قدیم چهارشنبه 1389/05/20 18:0
دم افطار شعر مولوی در مایه افشاری خوانده می شد که روح از سرت می پرید

این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه های راز شد

چند خوردی چرب و شیرین از طعام
امتحان کن چند روزی در صیام

چند شب ها خواب را گشتی اسیر
یک شبی بیدار شو! دولت بگیر

گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر ز گوهرهای اجلالی کنی

طفل جان از شیر شیطان باز کن!
بعد از آنش با ملک انباز کن

بعدش تواشیح اسماءالحسنی

یا من هوالله الذی لااله الا الله الملک القدوس السلام...

بعد هم با ربنا که وقتی تشنگی امانمان را می برید منتظر فراز آخرش بودیم

"ربنا افرغ علینا صبرا و ثبت اقدامنا وانصرنا علی القوم الکافرین "

این سناریو با اذان مرحوم موذن زاده به پایان می رسید
افطار می کردیم اما نه مثل حالا که سفره جمع نشده دراز شویم ، سریال سیما هم میخکوبمان نمی کرد تازه می رفتیم دنبال آن کارهایی که صبح تا شب نکرده بودیم . گل کوچک های خیابانی یادش بخیر...تا سحر
یادش بخیر . زولبیا بامیه که صف خریدنش لذتی داشت.
پنیر و ریحان و نان قندی که پای ثابت سفره افطار بود.
کوچه های رمضان پر می شد از صدای جیر جیرک . دزدها هم در رمضان معرفت شان گل می کرد.
یادش بخیر که تقویم تقوا با رمضان های عمرمان شروع می شد.
یادش بخیر ...                        امیر شجاعی
نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

مسابقه سی روز سی پیام سه شنبه 1389/05/19 22:56

از روز پنج شنبه اول ماه مبارک رمضان هر روز یک پیام قرآنی ارائه می شود. 

بعد از عید سعید فطر مسابقه ای از تمام پیامها طراحی و در همین سایت قرار داده خواهد شد.

پیامها روزانه در سایت تبیان اصفهان قرار می گیرد.

برای مشاهده پیامها و توضیحات بیشتر کلیک کنید.

جوایز:

کمک هزینه سفر به کربلا  ،  کمک هزینه سفر به مشهد مقدس  و جوایز نقدی

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

مسابقه نگین آفرینش دوشنبه 1389/05/18 20:0

علاقمندان با تهیه کتاب ارزشمند « نگین آفرینش » در این مسابقه شرکت می نمایند:

اين كتاب كه هم اينك به عنوان متن درسي براي دوره مقدماتي معارف مهدويت استفاده مي شود ابتدا توسط  برخي پژوهشگران مركز تخصصي مهدويت استفاده عمومي نگارش يافت كه پس از تغييراتي به صورت درسنامه ارائه شده است .
مؤلفان اين اثر آقايان محمد بالا دستيان ، محمد مهدي حايري پور و مهدي يوسفيان هستند كه مباحث را به گونه اي زيبا سامان داده اند.
اين كتاب در پانزده درس به مباحث مهم و اساسي مهدويت پرداخته و به عنوان مقدمه اي براي ورود به بحث هاي اساسي تر زمينه هاي خوبي را در مهدي آموزان فراهم مي كند كه با متن درس بعدي با عنوان درسنامه مهدويت تكميل مي گردد.
از ويژگي هاي مهم كتاب قابل فهم بودن آن براي عموم علاقه مندان است. ديگر آن كه اين كتاب به خاطر استقبال شايان علاقه مندان بارها تجديد چاپ شده است.

مسابقه شامل دو مرحله می باشد که در ذیل مشخص شده است:

مرحله اول: سئوال تستی

مرحله دوم: سئوال تشریحی

 کتاب فوق را می توانید از قسمت پیوندهای روزانه دانلود کنید.

در صورتی که علاقه مند به تهیه این کتاب می باشید کانون فرهنگی می تواند با ارسال رایگان با پست پیشتاز این کتاب را به قیمت پشت جلد (۲۸۰۰ تومان) ارسال نماید. همچنین این کتاب را می توانید از تودشک لوازم التحریر رضائی و کتابخانه عمومی مسجد جامع جندابه نیز تهیه کنید.

همچنین سئوالات مرحله اول را از این لینک و سئوالات مرحله دوم را از این لینک دریافت کنید.

( لینک سئوالات مرحله دوم روز پانزدهم رمضان فعال می گردد. )

مخاطبین محترم سایت می توانند جواب سئوالات را در پاسخنامه علامت زده و

به آدرس ایمیل سایت ( Reza325@gmail.com ) ارسال نمایند.

جوایز: 14پلاک طلا و 14 جایزه ارزنده

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

یک ابادی ای بیرفت جمعه 1389/05/15 19:48

کولاسی چاروم ...سالی1346

سیگرا  اورو ای بی رفتم

****

دم شوم نزیک اذون بی

تو کیچه سرو صودا تومه

خیالوم که گو وچو وا صودا کرن

از کیه برو میی

او شوی پیش  وچووا

 وچو وا  چه  بیه ؟

میگه  نا زونی

یگ  وچه  مکی بیه

نه بابا

کی بیه ؟

نا زونی  دو ته چو ..  فو لونی

ای گو  هو نوم  سه  چار سالوشو

اخ  اخ  چه  قد  بد گرتا یه

الان  هوا تاریک و بو

شا لا  توره  نشخوره......... 

پشتی مچی شولوغ گر تایه بی

مسرا  ابادی  هر کومی  یک

نیظر و شی هه دا....

کم کمچو صودا اذونی

خودا بیامورز غولومحسین خارزنی

تو اسمونی گنداوه ای پیچا

یه نیم  ساعت  ای ودرا هوا تا ریک

گرتا  ما یوم واجوش که  اوشوی  تو کیه

مالی  نا راحت بویی . مایوم شوات  اینشالله

گو  دی نیشه...........

د ری بون  وسی  از ری کلی گمبی  می دی و

مرد و جن  با چورا  باد و چورا توری.......

ری به صحرا شوین  هی واجی  وچه شی که

از ترس و از غوصه دارتی بی رفتی

مایوم جی هی واجوش که

ای  یوشوم  که  گو  و نه رس

با لاخره  ما شی تگ  نیو

اما تا اخر شو مردم  ای گرتایه بوین

وشی  نیوسه بی

  اخری شو تو مچی د  دوعا شی که گو دی

وچه  سالم  دی  نیشه

خو لاصه  ای شو هیشکی خو و نشی

گو  البته  صوبا ش  وچه  مرته  دی نیشا

 اما خاطری  تعلوش  هو نوم  تو فکری ما و هو

منبع: سپیدار

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

«دیر زمانی است اهل احساس های پوشالی شده ام» من فرسنگ ها از سیاره ی شهداء دور شده ام .«گاهی دلم برای خودم تنگ می شود». غفلت و غرور  و کوه تکبر و خودبینی زیر پوستم لانه کرده و پروانه های احساسم به کلکسیون تبدیل شده است. شب ها هر چه به آسمان نگاه می کنم ستاره ای برایم دست تکان نمی دهد!

این روزها تکان های دلم سطحی شده و هیچ زلزله و شوکی  کار ساز نیست تا مرا از خواب غفلت بیدار کند.

اینقدر بوی مردار گرفته ام که کرکس های گناه رهایم نمی کنند. پاهایم در لجن زار معصیت فرو رفته حتی دیگر گریه کردن هم از یادم رفته است. شهید را نمی توانم هجی کنم ، غمی روی دلم نشسته و خیال بلند شدن ندارد.راستی!خدا چند بخش است؟! آیا تا به حال به این مطلب فکر کرده ایم؟!

در من هزار ابلیس تحصن کرده و سربازان آنها مثل موریانه ستون های ایمانم را می جوند.

چفیه ،پلاک، سربند،واژه هایی هستند که معنایشان برایم گنگ ونا مفهوم است.

من خوب می دانم آخر کوچه گناه بن بست است، ولی شهداء«لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا»!

شهداء من ، شما ، مقصر ویرگول است.از شما دور شده ام من سال هاست راه را گم کرده ام.از هر کسی می پرسم خانه دوست کجاست؟!نمی داند.

دستم را بگیرید.

«شهداء! من-شما، مقصر خط فاصله است».

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

گلنسا مرحبا پنجشنبه 1389/05/14 18:56

مراسم عروسی آقای رمضانی و همچنین مراسم عروسی آقای هاشمی است. صدای حسن گلنسا همچنان به گوش می رسد. زندگی خوب و سرشار از سلامتی را برای این دوستان آرزومندیم.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

اردوی یک روزه اصفهان دوشنبه 1389/05/11 20:41
امروز بیش از شصت نفر از کودکان و نوجوانان و والدین این عزیزان در اردوی یکروزه اصفهان شرکت کردند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

سی دی جشن نیمه شعبان پنجشنبه 1389/05/07 16:17

سی دی جشن نیمه شعبان آماده شد. این سی دی شامل سخنرانی حجت الاسلام نظری و برنامه های آموزشی ایشان - سخنرانی آقای بابائی - تاتر نوجوانان و جوانان و ....... می باشد.

جهت تهیه این مجموعه با شماره ۰۹۱۳۲۷۰۰۹۲۱  تماس بگیرید.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

اجنه در خان آباد چهارشنبه 1389/05/06 20:41

مطلب زیر از نوشته های امیر شجاعی پیرامون خاطرات پدربزرگ که ظاهراْ از خان آباد است می باشد:

در بزرگ از اجنه می گفت . اینکه روزگاری نیمه شب برای آبیاری باغ می رفت  و وقتی می خواست وسط باغ سری به زمین گذارد و چرتی بزند، سر و کله شان پیدا می شد." بلند شو که آب از کفت رفت ، نوبتت گذشت، بلند شو" چرتش که پاره می شد و می رفت که مبادا آبی هرز برود می دیدشان که سر به سرش گذاشته اند و صدای قهقهه شان کوچه باغها را پر می کرد.از پدرش تعریف می کرد که ساربان بود و وسط بیابان برهوت به مراسم عروسی اجنه دعوتش کردند.یا اغلب که نیمه شب ها به خزینه ده می رفت جن ها در حال حمام کردن بودند ، کیسه می کشیدند و پارچه های سفید پر از باد و کف را روی سر و صورت هم خالی می کردند حتی به اهالی ده هم برای مشت و مال بفرما می زدند.نشانی شان این بود که سُم به پا داشتند.خیلی هایشان مهربان بودند اما پدر بزرگ سفارش می کرد وقتی می خواهی آب جوش بریزی بسم الله بگو که اگر روی صورت اجنه بریزد تا آخر عمر رهایت نمی کنند.ما بچه بودیم و از این حرفها دلمان را می گرفتیم از خنده. وقتی هم بزرگتر شدیم شبها با یاد آن اجنه ترس به دلها می انداختیم و سایه درخت را جن می دیدیم و این برایمان سرگرمی شده بود.اما پدر بزرگ آنقدر این حرفها را از سر آرامش می گفت که انگار هنوز هم با اجنه حشر و نشر دارد .روستای پدری نزدیک قبرستان بود و باور این حرفها را برای اهالی ده آسان می کرد .آنها با همین باورها زندگی می کردند.تابوت مرگ در چند قدمی شان بود . با گیاه حرف می زدند . از قهر کردن درخت بادام می ترسیدند. به قول سهراب به سنوبر سلام می دادند . وضع حمل گوسفندانشان با مراسم خاص انجام می شد. تنگ مسی جهازشان بود که به نسل شان می رسید و در گردی آن چیزها می دیدند. ساعات شبانه روز  و ایام سال و فصل هر کدام نشانه ای بود برایشان و هر نشانه بر معنایی دلالت می کرد . می دانستند که کدام ابر می بارد ، کدام باد صرصر است و کدام جغد نحس می خواند . اگر آسمان نمی بارید در خود می نگریستند که نکند مشمول عذاب طبیعت اند . شاید گاو بارداری را ذبح کرده اند ، شاید شاخه نورسی را بریده اند ، شاید دو بزغاله همزاد را از هم گرفته اند . شاید غوره هنوز مویز نشده چیده اند .آنها قانون گیاه را می دانستند.پدر بزرگ با دستان خودش خشت بر خشت خانه گذاشته بود . لطافت باورهایش را می شد در همین خشت ها دید .خانه اش، پولش ، غذایش ، دل بستن هایش، مال و منالش و همه چیزش به قدر توشه یک مسافر بود. می گفت به سفری آمده که دیر یا زود باید بار ببندد و برگردد. مسافر وار زندگی می کرد.آنطور که طبیعت به او آموخته بود می ساخت. خانه اش روبه آفتاب بود . با پی و ستونهای کاهگلی که نه سرمای زمستان بر او کارگر بود و نه گرمای تموز .طوری از مادر بزرگ مرحوم تعریف می کرد که انگار همین حالا کنارش نشسته و گاهی که تنها می شد با او حرف می زد .پدر بزرگ که رفت اجنه هم از میان رفتند . اندیشه ها  ، باورها ، ساختن ها و سکونت ها هم رنگ دیگر به خود گرفت ، دیگر کسی اجنه را باور نمی کرد ...

منبع:ساختن. اندیشدین. سکنی گزیدن

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

جشن نیمه شعبان 89 سه شنبه 1389/05/05 9:51

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

آش نیمه شعبان دوشنبه 1389/05/04 19:1

هر ساله برای ظهور آقا آش می پزند . امسال هم الان آش پختند و شیرینی و شربت دادند.

جایتان خالی است حضور و عشق به آقا امام زمان (عج)

دعای مخصوص شب نیمه شعبان

در شب نیمه ماه که شب برات می گویند و شب ولادت امام زمان(ع) است بیست و یک نوبت این دعا را بخواند در بین مغرب و عشا پیش از تکلم با کسی؛ تا شب برات سال آینده هیچ مکروهی به او نرسد و اگر عمر او تمام شده باشد عمر مجدد یابد.

اَللَّهُمَّ اِنَّکَ عَلیمُ ذُو أَناهٍ وَ لا طاقَهَ لَنا بِحُکْمِکَ یا الله یا الله اَلاْمَان الاْمان الاْمان مِنَ الطّاعُونِ وَ الوِبا وَ مَوْتِ الْفُجاهِ وَ سُوءِ الْقَضاءِ وَ شَماتَهِ  الاْعدْاءِ رَبَّنا اَکشِفْ عَنَّا الْعَذابِ اِنّا مُومِنُونَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الّراحِمینَ (ایضاً بخواند) الَلّهُمََ لَکَ الْحَمْدُ عَدَدَ عَفْوِکَ عَنْ عِبادِکَ بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ.

 

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

جشن میلاد امام زمان (عج) دوشنبه 1389/05/04 8:33

مراسم جشن نیمه شعبان امروز بعد از نماز مغرب و عشاء در محل مسجد جامع جندابه برگزار می گردد.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |

متاسفانه در چند روز اخیر بلاگفا دچار مشکلی جدی در یکی از سرورهای سایت شد. بطوریکه  حجم بالایی از اطلاعات سایت آسیب دیده بود. تلاش برای بازیابی اطلاعات و استفاده از نسخه پشتیبان با توجه به حجم بالای اطلاعات سایت که حدود پانصد گیگابایت است زمان زیادی لازم داشت در این مدت طبیعتا امکان درج اطلاعات جدید وجود نداشت بنابراین پنل مدیریت سایت برای مدتی غیرفعال شد.با توجه به بازیابی تدریجی اطلاعات کاربران سایت مجدداْ فعال شد. تنها بخش نظرات باقی مانده است که در یک یا دو روز آینده بخش نظرات نیز مجدداْ فعال خواهد شد.
بابت اختلال پیش آمده عذر میخواهیم و از صبر و شکیبایی شما متشکریم.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |