تبليغاتX
جندابه - گریه آسمان
گریه آسمان دوشنبه 1387/08/06 17:4

بغض آسمان را گرفته بود و منتظر بود تا بدن او را ببیند وقتی او را غسل دادند غروب شده بود و فرزندانش ناباورانه او را بدوش گرفته و به سمت مزار شهدا حرکت کردند از روستای جندابه که بیرون رفتیم آسمان دیگر طاقت نیاورد و گریست . آنقدر که شانه های مردم خیس شده بود و اشک و باران را نمی شد از هم تشخیص داد. زمین خود را ابیاری می کرد و امده به آغوش کشیدن پیکرش. و نوای اذان با نوای تلقین او در هم آمیخته شده بود . یادم می آمد که برای امور مسجد نزد مراجع تقلید مرعشی نجفی و آیت اله خمینی (ره) رفته بود و تعریف می کرد... ای کاش آنها در این لحظه به یاریش می شتافتند . نه شاید مقامهایی بلندتر به استقبالش آمده اند . شاید.....

آری پیکر رضا عباسی را هنگام اذان مغرب به خاک سپردیم . روحش شاد و با امیر المومنین علی (ع) محشور باد.

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |