تبليغاتX
جندابه - در دوردست گرگی و چاهی هنوز...

در دیده‌ام نگاهی و آهی هنوز هست

باران اشک گاه به گاهی هنوز هست

هان ای شب فلک‌زده در مشت خالی‌ات

شکر خدا که سکه‌ی ماهی هنوز هست

 

یک شب بکوب کوبه‌ی در را و باز شو

اینجا چراغ چشم به راهی هنوز هست

عریان کنید جام می هفت ساله را

تا در من اشتیاق گناهی هنوز هست!

 

در چشم کهربایی‌ات ای روشناترین

میل ربودن پر کاهی هنوز هست؟

شکر خدا به میمنت روی و موی دوست

روز و شب سپید و سیاهی هنوز هست

 

از شش جهت اگر چه قفس مانده است و بس

فکر فرار باش که راهی هنوز هست

با یک دروغ کهنه به خونم در افکنید

در دوردست گرگی و چاهی هنوز هست!

 ***

تا باده‌ی عشق، در قدح ریخته‌اند

و اندر پی عشق، عاشق انگیخته‌اند

با جان و روان «بوعلی»، مهر علی

چون شیر و شکر، به هم درآمیخته‌اند

حکیم ابوعلی سینا

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |