تبليغاتX
جندابه - آقای گلم زبان من لال نیا!
آقای گلم زبان من لال نیا! پنجشنبه 1388/06/19 14:42

یک عمر تو زخم‌های ما را بستی
هر روز کشیدی به سر ما دستی
شعبان که به نیمه می‌رسد آقا جان!
ما تازه به یادمان می‌آید هستی!

***
هم چاه سر راه تو باید بکنیم
هم اینکه از انتظار تو دم بزنیم
این نامه‌ی چندم است که می‌خوانی
داریم رکورد کوفه را می‌شکنیم

***
هر چند که خسته‌ایم از این حال نیا!
شرمنده! اگر ندارد اشکال نیا!
ما خط تمام نامه هامان کوفی است
آقای گلم زبان من لال نیا!

***
هر چند که بیمار تو هستیم همه
دیوانه‌ی دیدار تو هستیم همه
بین خودمان بماند آقا عمری است
انگار طلب‌کار تو هستیم همه

*** 

هر روز به ما اگر که سر هم بزنی
بر ریشه‌ی خواب ما تبر هم بزنی
آقا تو که خوب می شناسی ما را
زنگ در خانه را اگر هم بزنی...

***
این مرد که در ره است باید او را...
می‌ترسم اگر سر زده آید او را...
از هر که سراغ او گرفتم دیدم
در شهر کسی نمی‌شناسد او را

جلیل صفربیگی

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |