تبليغاتX
جندابه - اربعین حسینی بر شما تسلیت باد

زيارت عاشورا

از زمان‌هاى بسيار مناسب و با فضيلت براى زيارت امام حسين‏ عليه السلام، روز عاشوراست، چه به صورت حضورى و رفتن به ديدار مرقد سيدالشهدا عليه السلام در كربلا و چه خواندن ‏زيارتنامه از دور. امام صادق‏ عليه‌السلام فرمود:«من زار الحسين‏ عليه السلام يوم عاشورا وجبت له ‏الجنة.‏» (12) كسى كه حسين‏ عليه السلام را روز عاشورا زيارت كند، بهشت براى او واجب است. در حديث ديگرى زيارت آن روز، مانند به خون خويش غلتيدن پيش روى آن حضرت ‏به شمار آمده است: «من زار قبر الحسين يوم عاشورا كان كمن تشحط بدمه بين يديه.‏» (13

متن زيارتنامه‏اى هم كه از سوى ائمه دستور به خواندن آن داده شده به ‏«زيارت‏عاشورا» شهرت يافته است و خواندن همه وقت و همه روز آن، آثار و بركات زيادى دارد.

اين زيارت را امام باقر عليه السلام به علقمة بن محمد حضرمى آموخته كه هر گاه خواست از دور و با اشاره آن امام را زيارت كند، پس از دو ركعت نماز زيارت، چنين بخواند: «السلام عليك ‏يا ابا عبدالله، السلام عليك يابن رسول الله ...» (14) تا آخر، كه در كتب زيارت آمده است. اين ‏زيارت، تجديد عهد همه روزه پيرو حسين بن على ‏عليه السلام با مولاى خويش است كه همراه با «تولى‏» و «تبرى‏» است و خط فكرى و سياسى زائر را در برابر دوستان و دشمنان اسلام و اهل بيت، ترسيم مى‏كند و اعلام همبستگى و سلم و صلح با موافقان راه حسين‏ عليه‌السلام، و اعلان ‏جنگ و مبارزه با دشمنان حق است. «زيارت عاشورا» ولايت ‏خون و برائت ‏شمشير است ‏و تسليم دل و يارى در صحنه است، تا عشق درونى به جهاد بيرونى بيانجامد و نفرت قلبى ‏به برائت على برسد. زيارت عاشورا، منشور«تولى‏» و «تبرى‏» نسبت به جريان حق و باطل ‏در همه جا و همه زمان‌هاست.

 

زيارت كربلا

از مقدس‌ترين و با فضيلت‏ترين زيارت‌هايى كه در فرهنگ دينى و روايات اسلامى بيان ‏شده است، زيارت قبر سيدالشهدا عليه السلام در كربلاست و براى زيارت هيچ امامى، حتى ‏زيارت قبر رسول خدا صلي الله عليه و آله به اين اندازه سفارش و دستور نيست. در احاديث، گاهى ‏زيارت امام حسين‏ عليه السلام از زيارت كعبه هم برتر و بالاتر به حساب آمده و براى زيارت آن‏ حضرت، پاداشى برابر دهها و صدها حج و عمره بيان شده است و لحن روايات، به گونه‏اى ‏است كه آن را براى يك شيعه در حد يك‏ «فريضه‏» مى‏شمارد و ترك آن را ناپسند مى‏داند و هيچ عذر و بهانه و خوف و خطر را مانع از آن به حساب نمى‏آورد و ترك آن را جفا مى‏داند. از امام صادق‏ عليه السلام روايت است: «زيارة الحسين بن على واجبه على كل من ‏يقر للحسين بالامامة من الله عزوجل‏» (15) زيارت حسين بن على‏ عليه السلام، بر هر كس كه او را ازسوى خداوند، «امام‏» مى‏داند واجب است.

ميان عقيده به امامت و ديدار امام (چه در حال حيات و چه پس از مرگ) نوعى ملازمه ‏است و در روايات، به اين نكته اهميت داده شده است. زيارت خائفانه سيدالشهدا هم ارج‏ بيشتر و ثواب افزونترى دارد. اين، هم نشانه تاثير اجتماعى ‏«زيارت‏» و هم ميزان عشق و فداكارى ‏«زائر» است. امام صادق‏ عليه السلام به ‏«ابن بكير» كه سخن از خوف و هراس در راه ‏زيارت سيدالشهدا مى‏گفت، فرمود: آيا دوست ندارى كه خداوند، تو را در راه ما ترسان ‏ببيند؟... (16) و در حديثى كه زراره از امام باقر عليه السلام درباره زيارت خائفانه آن حضرت‏ مى‏پرسد، حضرت پاسخ مى‏دهد: خداوند، از هراس قيامت، ايمنش مى‏دارد.(17) امام ‏صادق ‏عليه السلام نيز به ‏«محمد بن مسلم‏» كه با خوف و هراس به زيارت سيدالشهدا مى‏رفت، فرمود: هر چه مساله دشوارتر و پر مخاطره‏تر باشد، پاداش زيارت هم به اندازه آن است و هر كس خائفانه قبر آن حضرت را زيارت كند، خداوند، هراس او را در روز قيامت، ايمن ‏مى‏سازد: «ما كان من هذا اشد فالثواب فيه على قدر الخوف و من خاف فى اتيانه آمن الله ‏روعته يوم يقوم الناس لرب العالمين...»(18) در حديث مفصلى، امام صادق‏ عليه‌السلام به ثواب‌هاى آن‏ اشاره كرده، مى‏فرمايد: كسى كه هنگام زيارت آن حضرت، دچار ستم سلطانى شود و او را در آنجا بكشند، با اولين قطره خونش، همه گناهانش بخشوده مى‏شود و هر كه در اين راه ‏به زندان افتد، در مقابل هر روزى كه زندانى و اندوهگين گردد، در قيامت برايش يك شادى است، و اگر در راه زيارت، كتك بخورد، براى هر ضربه‏اى يك حورى بهشتى است ‏و در برابر هر درد و رنجى كه بر جسمش وارد مى‏شود، يك ‏«حسنه‏» براى اوست. (19) و مى‏فرمايد:«من اتى قبر الحسين عارفا بحقه غفر الله ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (20)؛ هر كه ‏عارفانه قبر سيدالشهدا را زيارت كند، خداوند گناهان گذشته و آينده‏اش را مى‏آمرزد.

آرى... براى رسيدن به كربلا، بايد اراده‏اى آهنين، قلبى شجاع، عشقى سوزان داشت و در اين سفر، بايد ره‌توشه‏اى از صبر و يقين، پاپوشى از«توكل‏»، سلاحى از «ايمان‏» و مركبى از «جان‏» داشت تا به منزل رسيد، چرا كه راه كربلا، از «صحراى عشق‏» و «ميدان ‏فداكارى‏» و پيچ و خم خوف و خطر مى‏گذرد. پاداش‌هاى زيارت كربلا نيز شگفت است. از قبيل: پاداش نبرد در ركاب پيامبر و امام عدل، اجر شهيدان بدر، ثواب حج و عمره مكرر، پاداش آزاد كردن هزار بنده و آماده كردن هزار اسب براى مجاهدان راه خدا و... (21) البته ‏تفاوت اجر و ثواب، به معرفت زائر و كيفيت زيارت و شرايط اجتماعى هم بستگى دارد.

كربلا، از يك سو، سمبل مظلوميت اهل بيت و امامان شيعه است، از سويى ديگر مظهر دفاع بزرگ آل على و عترت پيامبر از اسلام و قرآن. توجه و روى آوردن به مزارسيدالشهدا، در واقع تكرار همه روزه و همواره حق، و يادآورى مظلوميت است. اگر كعبه و حج و نماز و جهادى هم باقى مانده است، به بركت ‏شهيد عاشوراست كه احياگر دين شد و اسلام، تا هميشه مديون‏ «ثارالله‏» است. خصومت دشمنان اسلام نيز با حسين ‏عليه السلام و مرقد او، از همينجاست. زيارت آن حضرت، هميشه با سختى و هراس و موانع، رو به رو بوده ‏است. شوق زيارت كربلا، از آغاز در دل شيعيان حق طلب و انسان‌هاى آزاده و فضيلت‏خواه بوده است. شيفتگان سيدالشهدا در اين راه حاضر به بذل جان و مال و دست و پا بوده‏اند و«راه بسته كربلا» هميشه چون حسرتى بر دل شيعه بوده است، چه در دوره ‏امويان و عباسيان، چه در عصر حكومت بعثيان و در تاريخ معاصر، آرزوى ‏«باز شدن راه ‏كربلا» همواره چون مشعلى در دل عاشقان حسين ‏عليه السلام روشن بوده و تلخي‌هاى هجران را با اين ‏«اميد» تحمل مى‏كرده‏اند. زائر حسين ‏عليه السلام، عاشقى از خود گذشته است و زيارت كربلا، عبادتى خدايى و ملكوتى.(22) هر گاه خواستى حسين‏عليه السلام را زيارت كنى، با حالتى اندوهگين و پر رنج، خاك‏آلوده و پژمرده، گرسنه و تشنه زيارت كن...(در حديث ديگرى است كه:) چون حسين بن‏على اينگونه به شهادت رسيد. (23) به قول حافظ:

نيازمند بلا، گو رخ از غبار مشوى

 كه كيمياى مراد است، خاك كوى نياز

 

غبار راه زيارت كربلا، خود، طراوت و پاكى است و اين آشفتگى و افسردگى، نشاط روح عاشق است.

از شيشه غبار غم نمى‏بايد شست

 و ز دل، رقم‏ «الم‏» نمى‏بايد شست

 

پايى كه به راه عشق شد خاك آلود 

 با آب حيات هم نمى‏بايد شست (24)

 

زيارت ناحيه مقدسه

زيارتنامه‏اى است كه به امام زمان‏عليه السلام نسبت داده شده و شيخ طوسى با سندهاى خود آن را روايت كرده است. به اين صورت كه در سال 252 هجرى از ناحيه مقدس حضرت‏ حجت‏ «عج‏» اين روايت به دست ‏شيخ محمد بن غالب اصفهانى صادر شده است. متن‏ زيارت، خطاب به سيدالشهدا و شهداى كربلاست و نام يكايك آنان، اغلب با ذكر اوصاف ‏و خصوصياتشان و نيز اسامى قاتلان آن شهدا در آن آمده است. آغاز زيارت، اينگونه ‏است: «السلام عليك يا اول قتيل من نسل خير سليل...» متن زيارت، در كتاب اقبال سيد بن‏ طاووس، ص 573 و نيز در بحارالانوار، ج 98، ص 269 نقل شده است. زيارت رجبيه نيز مشتمل بر اسماء شهداست كه در بحار(ج 98، ص 340) ذكر شده است. در اين زيارت، به برخى حوادث پس از شهادت امام حسين‏عليه السلام و اوضاع كربلا و اهل بيت و ذوالجناح و سراسيمه شدن عترت پيغمبر در آن صحرا نيز اشاره شده است. (25)

 

زيارتنامه

 به متنى كه هنگام زيارت مرقد پاك امام حسين‏ عليه السلام و هر يك از امامان معصوم و ذريه پاك‏ پيامبر و شهداى اهل‌بيت‏ خوانده مى‏شود، و به دعايى كه به عنوان تشرف باطنى براى ائمه ‏و امامزادگان مى‏خوانند و حاوى سلام و درود زائر نسبت به مدفون در آن مرقدهاست؛ زيارتنامه گويند .

از آنجا كه ‏«زائر» را ادب و معرفت ‏شرط است، پس سخنى كه هنگام زيارت بر زبان ‏مى‏آورد، بايد والا و عارفانه و مؤدبانه باشد. هر زائر مى‏تواند از پيش خود و به زبان خود، جملاتى و نيايش و دعايى را به عنوان زيارتنامه بخواند، ولى در منابع ما، متونى به نام ‏«زيارتنامه‏» نقل شده كه سند آنها به ائمه مى‏رسد و به عنوان ‏«زيارت‌هاى‌ ماثوره‏» شناخته ‏مى‏شود. علماى دين، كتب متعددى به صورت مجموعه‏هاى زيارات، تدوين كرده‏اند، كه ‏آميخته‏اى است از زيارت‌هاى مستند و منقول از معصومين و زياراتى كه انشاى علماى ‏بزرگ است. در اين ميان، آنچه از ائمه نقل شده، بسيار است، همچون زيارت‌هاى: امين الله، جامعه كبيره، وارث، عاشورا و زيارت اربعين. كتاب‌هاى دعا و زيارات نيز بسيار است، همچون: مصباح المتهجد، مفاتيح الجنان، مزار، بحارالانوار(جلد زيارات) .

دقت در مضامين و محتواهاى زيارتنامه‏ها بسيار مفيد است. مفاهيم كلى كه در زيارات ‏ديده مى‏شود، بسيار است، از جمله: محبت، مودت، موالات، اطاعت، صلوات، سلام، عهد، شفاعت، توسل، وفا، دعوت، نصرت، تسليم، تصديق، صبر، تولى و تبرى، مواسات، نماز، زكات، زيارت، تبليغ، وراثت، مساعدت، معاونت، سعادت، رضا، خونخواهى، جنگ و صلح، امر به معروف و نهى از منكر، تقرب به خدا، برائت از دشمنان، ولايت، فوز، نصيحت، جهاد، فدا شدن و... دهها عنوان و مفهوم كلى كه از مطالعه فقرات ‏زيارتنامه‏ها برمى‏آيد. اوصافى كه در زيارتنامه‏ها آمده، برخى كلى و قابل انطباق بر همه ائمه ‏و معصومين است، و برخى هم به تناسب وضعيت زندگى و شهادت امام خاص يا امامزاده ‏و شهيد بخصوصى به كار رفته است. محورهاى كلى مفاهيمى كه در زيارتنامه‏ها آمده ‏است، مى‏تواند اينگونه فهرست ‏شود:

- مسائل اعتقادى، توحيد، نبوت، صفات خدا...

- شناخت ائمه، اوصاف، فضايل و مقاماتشان.

- تاريخ زندگى و عملكرد اولياء دين و مظلوميت هايشان.

- پيوندهاى ‏«ولايى‏» بين زائر و پيشوا و همسويى در فكر و موضع و عمل و اقدام.

- افشاگرى بر ضد ستمگران حاكم و جنايت هايشان نسبت به طرفداران‏ «حق‏» و طالبان ‏«عدل».

- تولى و تبرى، شفاعت، توسل، دعا و... معارفى از اين قبيل.

- طرح آرمان‌هاى والا و خواسته‏هاى متعالى و نيازهاى برتر.

- و برخى موضوعات ديگر.

در واقع، يك سرى معارف دينى و ارزش‌هاى مكتبى ‏و فضايل رفتارى در قالب فقرات زيارتنامه، از طريق ائمه به شيعيان و زائران ‏آموخته شده است. زيارتنامه‏ها، نوعى اعلام مواضع اعتقادى، اخلاقى و سياسى است كه توسط زائر، در مقدس‌ترين مكان‌ها، با زبانى رسا ابراز مى‏شود.

«سلام‏»ها و «لعن‏»ها، محور عمده ديگرى در زيارتنامه‏هاست، به خصوص آنچه‏ به شهداى عاشورا مربوط مى‏شود. سلام به امام و پيامبر و شهيد مورد زيارت، و لعنت به دشمنان، ظالمان، غاصبان، شريكان جور، همدستان ظالم، راضيان به ‏ستم، و زمينه سازان ظلم.

«حب و بغض‏»، جلوه ديگرى از اصل مهم‏ «تولى‏» و «تبرى‏» است كه با عبارات ‏مختلف در زيارتنامه‏ها آمده است، از ساده‏ترين شكل آن كه حالت قلبى است، تا شديدترين صورت برونى آن كه با عنوان ‏«حَرب‏» و «سِلم‏» مطرح شده است. «بيعت‏»، عنصر ديگرى در زيارتنامه‏هاست؛ پيمان و ميثاق زائر با امام و شهدا. «جهاد»، محتواى ‏زنده ديگرى در راستاى عملكرد اولياء خداست. مثلا در مورد پيامبر خدا، اميرالمؤمنين، حمزه ‏سيد الشهدا، امام حسن، امام حسين، شهداى احد، شهداى كربلا و... تعبير «جهاد» به كار رفته است، با خطاب‌هايى چون: «جاهدت فى سبيل الله، جاهدت فى الله حق جهاده، جاهدت‏ الملحدين ...» و «شهادت‏»، از جلوه‏هاى بسيار روشن فرهنگ عاشوراست كه در زيارتنامه‏ها ديده مى‏شود.

فرهنگ شهادت و نيز شهادت طلبى، در جا به جاى زيارت‌هاى ماثوره ديده مى‏شود.

كشته شدن در راه خدا و بر منهاج رسول الله و دين حق و سعادتمند شدن در سايه ‏شهادت، و طرح جدى اين مسائل، معارضه با تبليغات دشمنانى است كه شهداى كربلا و سيدالشهدا را ياغى بر خليفه و "خارجى" معرفى مى‏كردند. در زيارتى كه امام هادى ‏عليه السلام آموزش داده است، مى‏خوانيم: «اشهد انك و من قتل معك شهداء احياء».

در زيارتنامه‏هاى متعدد و نيز ادعيه گوناگون، از خواسته‏هاى زائر، توفيق قيام و خونخواهى در ركاب ‏«قائم‏» عليه السلام است. اين القاء فرهنگ شهادت طلبى در جان و انديشه شيعه ‏است:«و ان يرزقنى طلب ثاركم مع امام هدى ظاهر...» (زيارت عاشورا) و در زيارت‏ جامعه، اعلام حمايت و نصرت نسبت به امام زمان‏ «عج‏» است:« نصرتى معدة لكم و مودتى خالصة لكم.‏»

در زيارت شهداى كربلا، تعبيراتى از اين قبيل ديده مى‏شود: اصفياء، اولياء، اوداء، انصار، و نشان‌دهنده ارزش گذارى به صفاتى چون برگزيدگى، ولايت، مودت و نصرت در قاموس كربلاست. همچنين، تقرب به خدا و رسول و ائمه، با برائت از دشمنان خدا حاصل مى‏شود. اين نيز جهت‌گيرى خاص اجتماعى- مكتبى زائر را مى‏رساند.

زيارت وداع

در زيارت سيدالشهداعليه السلام، مستحب است پس از تمام شدن آن، زائر بالاى سر قبر سيدالشهدا عليه السلام رفته زيارت وداع بخواند. متن آن و آدابش در كتب دعا و روايات آمده ‏است (29) و متون مختلف و متنوعى دارد و از جمله محتويات آن خداحافظى با قبر امام و دعا براى توفيق زيارت مجدد است و اين كه آخرين بار نباشد: «اللهم لاتجعله آخر العهد منا و منه...»، «اللهم صل على محمد و آل محمد ولا تجعله آخر العهد من زيارتى ابن رسولك ‏و ارزقنى زيارته ابدا ما ابقيتنى...»

زيارت ناحيه مقدسه، زيارتنامه‏اى است كه به امام زمان ‏عليه السلام نسبت داده شده و شيخ طوسى با سندهاى خود آن را روايت كرده است. به اين صورت كه در سال 252 هجرى از ناحيه مقدس حضرت‏ حجت‏ «عج‏» اين روايت به دست ‏شيخ محمد بن غالب اصفهانى صادر شده است. متن‏ زيارت، خطاب به سيدالشهدا و شهداى كربلاست و نام يكايك آنان، اغلب با ذكر اوصاف ‏و خصوصياتشان و نيز اسامى قاتلان آن شهدا در آن آمده است.

 منبع: http://old.tebyan.net/Teb.aspx?nId=18829

نوشته شده توسط رضا بهنامپور  | لینک ثابت |